خورشاه بن قباد الحسينى
11
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
تشابك اغصان استحكام تمام دارد معسكر نكبت اثر ساخته است و مع ذلك گرد اردوى « 1 » خود را به حفر خندق [ 9 ] و چپر و شاخههاى شجر محكم و استوار گردانيده . شاه عالى مقام بعد از استماع اين خبر ، پيكار دشمن را با خويش مقرّر ساخته از شماخى بدان جانب نهضت فرمود و به مجرد توجّه آن حضرت ، شروان شاه را پاى ثبات و قرار متزلزل « 2 » شده از بيشهء مذكور به طرف حصار گلستان كوچ نمود و پيش از آنكه به مقصد رسد در موضع جبانى « 3 » به عساكر نصرت مآثر رسيد . حضرت شاه صاحب تأييد به طلوع نيّر فتح و نصرت اميدوار گشته فى الفور به ترتيب و تعبيهء سپاه نصرت عطيّه كه عدد ايشان به هفت هزار مىرسيد اقدام فرمود و شروان شاه از غايت اضطرار با جمعى از امرا و سردار بر زبر پشتهاى صعود نموده به ضرورت ، دل بر محاربه و كارزار نهاده به تسويهء صفوف پرداخت و بعد از ترتيب صفّين آواز نفير و سورن و غريو كوس از طرفين بلند شد و اسبان تازى در زير ران سالكان طريق سرافرازى در جولان آمده صداى گيرودار از اوج سپهر دوّار درگذشت « 4 » . شعر ز هر دو طرف مردم تيز جنگ * به خونريز هم تيز كردند چنگ ز سرها كه افتاده بر خاك راه * سر از خاك بركرده يك حشرگاه به خون بس كه جان رفته بيرون ز تن * زمين را درآورده جان در بدن القصّه ، چون حملات و صدمات عساكر نصرت مآثر متوالى [ و ] متواتر شد ، شروانيان از بيم جان به اطراف و جوانب مملكت خويش متفرّق و پريشان شده صورت « وَلَّوْا عَلى أَدْبارِهِمْ نُفُوراً » « 5 » ، شامل حال ايشان گشت و شروان شاه فرّخ يسار با جمعى از اميران و لشكر بسيار در آن معركه به قتل رسيد . شعر
--> ( 1 ) . ب : گرداورى . ( 2 ) . ب : متزلزله . ( 3 ) . ب و ت : جبالى ؛ حبيب السير ، ج 4 ، ص 457 : منزل جيانى ؛ جهان آرا ، ص 265 : « در موضع جنانى » ؛ فتوحات شاهى ، برگ 207 الف : « جبانى » . و چون اندكى از صحارى را درنوشتند و از بعضى منازل بگذشتند به نواحى موضع جبانى رسيدند . ( 4 ) . حبيب السير ، ج 4 ، صص 7 - 456 . ( 5 ) . اسرا ( 17 ) ، آيه 46 .